محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
205
خلد برين ( فارسى )
ملازمت نموده با يكديگر بر سر سلطنت آن ولايت طريق مخاصمت پيمودند و چون رفع نزاع ايشان موقوف به فرمان فرمانفرماى جهان بود صاحبديوان هر دو را مصحوب خود گردانيده در نواحى سمنان به معسكر ظفرنشان پيوست و حكام مازندران را با پيشكش و نثار فراوان منظور نظر عاطفت و احسان خاقان سكندر شان گردانيده كيفيت منازعت ايشان را به مسامع عليه رسانيد ، و شهريار جم اقتدار به مقتضاى عدالت كامله جاى پدر را به پسر و ساير محال را به آن ديگر كرامت فرموده فرق افتخار آن دو سردار را به افسر زرنگار به اوج سپهر دوار و قامت قابليتشان را به جامههاى سزاوار به اوج سپهر دوار همدوش نمود . و اشارت عليه به صدور پيوست كه مال چندين سالهء آن ولايت را كه تا غايت ادا نكرده بودند به خزانهء عامره رسانند و هر دو سردار بعد از قال و قيل بسيار مبلغ بيست هزار تومان به رسم پيشكش قبول نمودند كه به خزانه و اصل سازند و به سعى و اهتمام صاحبديوان كه بار ديگر به مازندران شتافت وجه مذكور حصول و وصول يافت . ذكر توجه رايت آفتاب اشراق از خراسان به جانب عراق و توجه موكب و الا به دار المؤمنين قم به عزم قشلاق چون خاقان به استحقاق ، خاطر انور از انتظام مهام خراسان فارغ ساخت رايت عزيمت به صوب ولايت عراق افراخت . و در خلال اين احوال كه شادروان جلال شهريار جم اقتدار در شهريار همدوش فلك دوار گرديد قرب پانزده هزار كس از شاهيسون طايفهء تكلو از ديار روم به معسكر ظفرنشان پيوستند . تبيين اين مقال و تفصيل اين اجمال آن كه شاهقلى باباى تكلو از ولايت منتشا و كرميان « 1 » كه به « تكه ايلى » اشتهار دارد با گروهى انبوه از صوفيان خاندان
--> ( 1 ) - در نسخه : « كراميان » .